محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
562
اكسير اعظم ( فارسى )
مراق به هم رسد و در معدهى حار را نافع است . و اگر حرارت باشد قدرى كافور و آب بهى و سيب شيرين اضافه كنند و با قى همه تدبير از بحث ماليخوليا اخذ كنند و سويدى نوشته كه از اسپغول پنج درم در آب لعاب برآورده و شكر سفيد داخل كرد و نوشيدن و كذا دست و پا در آب سرد نهادن و كذا دوغ گاو آشاميدن در حرقت معده مجرب من است و شرب آب غليظ برنج پخته و كذا عصارهى خرفه پنج درم و كذا عصارهى گل سرخ تازه يا طبيخ يابس او و كذا شير و بز و كذا آب انارين به شكر و كذا سنبل هندى و كذا طبيخ مويز منقى و اكل لحم ابيض ترنج و كذا ابروالراعى و كذا شفتالو پخته و كذا كاهو بستانى به سركه و شكر و كذا خوردن ماهى تازه به روغن كنجد بريان كرده و كذا عصارهى ماميشا و درم و ضماد گل كرم برى يا عصارهى برگ و شاخ انگور بستانى به سويق و شراب بر معده و كذا برگ يا بيخ اذن القسيس و كذا كاهو برى و شرب و ضماد عصارهى بستان افروز و كذا شير زنان هر واحد مسكن حرقت معده است . و روفس و غيره گويند كه نوشيدن شورباى چوزهى مرغ و شورباهاى چرب مطفى لهيب معده و حرقت حادث بعد قى است . و غافقى گويد كه كنجد به شكر خوردن و كذا نوشيدن سه جرعه روغن كنجد مسكن حرقت حادث بعد شرب شراب است . طبرى گفته حرقتى كه در فم معده حادث شود بر دو نوع است : يكى متولد مىشود از خلط خام غليظ كه از معده به سرعت منحدر نگردد و بر فم معده طافى بماند مثل نان فطير و اشياى غير پخته يا فواكه خام كه اين همه چون به رطوبت بياميزند و حرارت معده آن را لاحق شود حموضت مجاوز از حالت طبيعى يابند حتى كه به منزلهى اشياى مفرس گردند و به سبب شدت حموضت خود در فم معده اثر كنند و از آن انسان قلق و شكايت يابد و گاهى اين نوع از احتقان رطوبت خام در فم معده باشد و قلق آرد و نزد رسيدن حرارت مثل سركه ترش گردد و علاج اين نوع قى به آب مطبوخ ترب و آب شبت و عسل است و صاحب اين علت به طعام قى نكند . و اگر امتلا در بدن او بابنداز استفراغ به مطبوخى كه در آن افسنتين و افتيمون و هليلهى سياه افتد باكى نيست و تضميد معده به اين ضماد نمايند گل سرخ و مصطكى هر واحد يك درم مر و صبر سقوطرى هر واحد دو ثلث درم قصب الزريره دو درم همه را سائيده دو حصه كنند و يك حصه به موم روغن از روغن ناردين ساخته مخلوط نمايند و بر پارچه ماليده و بر معده گذارند و حصهى دوم در آب آس رطب و آب سيب ميخوش خوشبو و آب بهى آميخته به پارچه آلوده بر معده نهند و از اغذيه بر اشياى خفيفه و فرم خفيفه مشويه مثل تيهو و بچهى مرغ اقتصار نمايند و بعد تنقيهى معده و تعطير آن اين سفوف بدهند خشخاش سفيد و تودرى هر واحد سه درم كنجد سفيد پنج هزار درم شكر طبرز و مثل همه شربتى سه درم تا پنج درم صبح قبل از طعام و اين معجون نيز مىدهند افسنتين افتيمون هليلهى سياه هر يك ده درم زوفاى خشك صعتر مصطكى عود خام هر يك چهار درم تودرى بوزيدان ساذج هر يك سه درم دارفلفل دو درم برگ بادرنجبويهء خشك بيخ سامونا زعفران يك نيم درم و كوفته بيخته بر آن پنجاه سامونا كنجد غير كوفته اندازند و به شكر مقوم يا به مويز منقى بسرشند و اين معجون بهترين اشيا به جميع انواع حرقت است . و نوع دوم نوع غريب است بعض اطبا غلط مىكنند در آن بلكه به علاج او هدايت نمىيابند و او اين است كه از طحال خلط سوداوى شديد الحموضه و حرافت لذاع مىريزد و اين آن خلط است كه به قول جالينوس بر آن مگس نمينشيند و فرق ميان اين نوع و نوع اول آن است كه اول عقب طعام و عند ابتداى هضم حادث مىشود و اين نوع بر نهار عند تحريك شهوت طعام ظاهر مىگردد و نوع اول نزد گرسنگى تسكين يابد و علاجش فصد اسيلم يا ابطى است و اخراج خون به حسب حال بعد از آن بر سكنجبين بزورى حسب احتمال سن و مزاج و بلد مداومت نمايند پس هليلهى مربى و آملهى مربى استعمال كنند و بعض اوقات گلاب خوشبو مغلى بدهند و تضميد معده به اين ضماد نمايند قسب پنج درم گل سرخ سه درم سعد دو درم افسنتين يك درم كندر ذكر دو ثلث درم فوفل نيم درم سائيده به آب برگ ترنج سرشته قرص سازند بعده سائيده اگر حرارت شديد نباشد در شراب كهنه حل كرده بر معده و طحال ضماد نمايند پس اگر امر او متعسر گردد تكميد طحال او بلبد بر سيئت طحال تراشيده و در سركه اندر آن پوست كبير و اسقولوقندريون و پر سياوشان و انجير سياه و تخم كرفس خوب جوشانيده باشند آلوده بايد كرد و چون به اين بد ايام متوالى هر روز يك بار نهار تا چهار روز تكميد كردند پس تضميد طحال بعد ايام قليل به اين ضماد كنند اشق در سركه تر كنند تا بگذارد پس بر پارچه طلا كرده بعد از آنكه بر طحال اندك روغن خيرى يا قسط يا ناردين طلا كرده باشند بچسبانند و بعضاً به بر بندند تا از آن جدا نگردد . و اگر كفايت نكند استفراغ به مطبوخ افتيمون نمايند و از غذا بر زيرباجات حلو و بچهى مرغ اقتصار كنند اگر ممكن باشد و الا مزورات